|
|
 |
| 88/03/10 |
| تعدادی از خودروهای شخصی با نمرههای استتار شده، توسط گشت نیروی انتظامی اسكورت شده و نیمه شبها به تخریب بنرهای تبلیغاتی كاندیداهای ریاستجمهوری به جز دكتر احمدینژاد میپردازند. |
|
تعدادی از خودروهای شخصی با نمرههای استتار شده، توسط گشت نیروی انتظامی اسکورت شده و نیمه شبها به تخریب بنرهای تبلیغاتی کاندیداهای ریاستجمهوری به جز دکتر احمدینژاد میپردازند.
به ادعای خبرنگار «آینده»، از ساعت یک بامداد که سطح شهر کاملا خلوت میشود تعدادی از خودروهای شخصی که توسط ماشینهای گشت نیروی انتظامی اسکورت میشوند، با حرکت در میدانها و خیابانها به تخریب و پاره کردن بنرهای تبلیغاتی کاندیداهای ریاستجمهوری به جز رییسجمهور فعلی میپردازند.
بنابر این گزارش، به طور نمونه در ساعات اولیه بامداد چهارشنبه دو خودروی پژو و پراید از این گروه که با دو سمند نیروی انتظامی اسکورت میشدند، در میدان ولیعصر، خیابان ولیعصر و میدان فاطمی به پاره کردن و تخریب بنرهای تبلیغاتی کاندیداها مشغول بودند.
در این زمان برخی شهروندان با مراجعه به این گروه از افراد، علت این اقدام را جویا میشوند و میپرسند: «اگر اقدام شما قانونی است، پس چرا نمره اتومبیل را استتار کردهاید و اگر اقدامتان غیرقانونی است، چرا نیروی انتظامی شما را اسکورت میکند؟ واگر هم این بنرها غیرقانونی، است چرا به بنرهای آقای احمدینژاد کاری ندارید؟»
در این هنگام افراد لباس شخصی که به تخریب بنرها مشغول بودند، این شهروندان را تهدید به دستگیری میکنند و مامورین انتظامی با دخالت در موضوع مدعی میشوند که لباس شخصیها از پرسنل فرمانداری هستند.
با پیگیریهای خبرنگار «آینده»، یک منبع آگاه در فرمانداری تهران با تکذیب شدید دست داشتن در این اقدامات گفت: اکثر قریب به اتفاق پرسنل فرمانداری با اینگونه اقدامات مخالفند و محال است در آن مشارکت کنند، اما برخی اخبار غیررسمی حاکی از عقد قرارداد فرمانداری با یکی از نهادها برای انجام اینگونه اقدامات است.
گفتنی است خبرنگار «آینده» توانست شماره پلاک استتار شده خودروهای مذکور را به دست آورد که شامل خودروی پژو به شماره 631 ق 66 ایران 33 و خودروی پراید نقرهای به شماره 359 ه 14 میباشد.
بانو
جوان فردا- در چند روز اخیر شاهد خلق صحنه هایی فجیع و تاسف آور از سوی طرفداران احمدی نژاد در پل پارك وی تهران بوده ایم.محلی كه طرفداران دو رقیب اصلی یعنی میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد با استفاده از پوسترها و نمادهای خود در مقابل هم صف آرایی كرده و به رد و بدل كردن شعارهایی در حمایت از كاندیدای خود می پرداختند.تا اینجای ماجرا مشكلی وجود ندارد اما در دو شب گذشته عناصر لباس شخصی با بی سیم و باتوم در جمع هواداران احمدی نژاد حاضر شده و با هجوم وحشیانه به سوی حامیان موسوی صحنه های زشتی را خلق كرده اند.به عنوان مثال شب گذشته هواداران احمدی نژاد با استفاده ازمهتابی های تبلیغاتی زیر پل به سمت هواداران موسوی كه با آرامش در یك محل متمركز شده و با دادن شعارهایی از كاندیدای خود حمایت می كردندحمله ور شده و تعدادی از آنها را مضروب ساختند.شعارهایشان انسان را به یاد كودتای 28 مرداد 1332 و شعبان بی مخ و نوچه هایش می انداخت اگر چه محتوا متفاوت بود.
با اینكه این نوع برخوردها از سوی برخی عناصر افراطی و اقتدارگرا كه اتفاقا امروز از طرفداران پروپا قرص احمدی نژاد نیز هستند در دوران اصلاحات بسیار سابقه داشته است اما فعالیتهای گروه فشار در هفته اخیر كه در اهواز با حمله به سید محمد خاتمی و در شهرهای مختلف با حمله به مردم و حامیان موسوی به اوج خود رسیده علتی جز عصبانیت این عناصر از شكست قریب الوقوع خود در انتخابات و نتیجه ای جز پیروزی مهندس موسوی نخواهد داشت.
اما همانطور كه مهندس موسوی خود نیز به هوادارانشان هشدار داده اند،حامیان سبز موسوی باید در برابر بد اخلاقی ها و فتنه انگیزی های طرفداران وضع موجود كه در اعمال خشونت عریان خود هیچ حد و مرزی نمی شناسند،شكیبایی پیشه كرده و از هر نوع درگیری بپرهیزند.
نشانه ی چیست؟؟؟؟؟؟
سخنی باید گفت!!!
|
|
 |
| 88/03/11 |
|
جوان فردا- سید حسین مرعشی در دیدار با اعضای ائتلاف دانشجویان و دانش آموختگان مستقل دانشگاه آزاد اسلامی حامی موسوی، انتخابات دهم را دروازه ی ورود دانشگاه آزاد به عرصه سیاست دانست و گفت:این نخستین بار است كه با چنین حجم گسترده ای دانشگاه آزاد اسلامی در عرصه سیاست ملی قرارمی گیرد
جناب آقای مهندس موسوی معتقد به گردش شفاف و آزاد اطلاعات و آزادی های اجتماعی و رسانه ای در چارچوب قانون بوده و با هرگونه رانت برخورد خواهند کرد و اعلام کرده اند اطلاعات قراردادهای نفتی را برای مردم بازگو خواهند کرد و نظارت مجلس بر نحوه هزینه کردن دولت را احیاء خواهند نمود تا شاهد تخلفات بودجه ای نباشیم.ایشان در راستای توسعه آزادیهای سیاسی و رسانه ای به شدت مخالف برخورد با دانشجویان و مطبوعات به دلیل ابراز عقایدشان میباشند. | | | |
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 15:58  توسط یاوه نگار
|
Lost and insecure
*
رفتم
.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 22:5  توسط یاوه نگار
به خاطر خودمان ....
(click کنید)
* اگر معتقدیم که شرایط فعلی کشور وضعی متناسب با شأن ملت نیست، باید جلو بیاییم و تک تک بگوییم که نیازمند این تغییر هستیم !
(:
انتخابات سبز...
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 18:26  توسط یاوه نگار
|
گفته بودم که ...
گفتم تمام که بشود من هم تمام می شوم....
گفته بودم تاب نمی آورم نبودن ها را...
حالا باز هم انزوا...
باز هم سکوت
باز هم رکود
باز هم روزمرگی های بی هدف...
کتاب هایم پر از خط های یادگاری.....
پر از پارگی و فحش....
خواندنشان جز دلتنگی
سود دیگری ندارد....
خداحافظ شیطنت های کلاسی!
خداحافظ همه ی خنده های ...
بی خیال!
باشد برای بعد .....
****
معلممان می گفت این آهنگا روگوش نکنین!
پند نداره!
**** گفت دعوت به ازدواج داره!
برف بازی داره....
گازسوز شدن با هوای مردم داره!
ما خندیدیم...
معلممان بدش آمد!
* * * *
واسه * که می گه نمی خواد دیگه * رو!
فکر نمی کنم لازم باشه همه چیو مستقیم بگم....
اگه این جور راحت تری ٬ حرفی نیس....
بگذریم!
زور که نیست...
او خانومه میگفت از یکی که خوشت اومد خودتو بنداز بهش....
اما من نمی تونم ....
خسته شدم یه کم....
(:
* * *
دلم برای همه چیز تنگ می شود....
واسه اون دختره ی راهنماییه هم!
که جواب اس ام اس نمی ده!
......
* * *
photograph -nickelback
Plz.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 19:29  توسط یاوه نگار
|
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 21:18  توسط یاوه نگار
|
باید رفت ...
باید رفت ....
باید با مشتی خاطره و کوله باری از حرف های نگفته
"چراغ های رابطه" را گذاشت و رفت ...
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 14:37  توسط یاوه نگار
فرودگاه
هواپیما
مشهد
امام رضا
حرم
بچه ها
هتل
خنده های شبانه
خیابان ها
بازهم هواپیما
بازهم فرودگاه
این بار با غم و شاید کمی ترس
از ترک آنها که عادت کردیم به حضورشان ...
از ترک عادت ها
بعد هم ...
نوستالژیکِ زودرس ....
همین.
*
- اِستَن٬ نظرت راجع به عشق در نگاه اول چیه؟
- لا اقل وقت آدمو کم تر می گیره...
*
گاه و بی گاه ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 21:11  توسط یاوه نگار
|
لابد دوست داشته تو هم مثل همه ی آدمهای دیگر اطرافش باشی که با کوله بار غم و غصه هایت که تحملشان را نداری از راه برسی و کیفت را جلویش روی میز بکوبی و شروع کنی به نق زدن... از زمین .. از زمان ... بعد از ماجرای پسر همسایه و عشق تان بگویی و از غم هجرانش...و این که تو را اصطلاحا" پیچانده ... بعد گریه کنی و او همان حرف های قدیمی را بزند ... که به همه زده... به وجودت مُهر "تکراری" بزند ... بعد تا یک لحظه پشتش را کرد ٬ تو کلی نک و ناله بزنی و بگویی "نیست وقتی باید باشد ...برایش مهم نیستم" و بعد ناپدید شوی از صحنه ی زندگی اش...
و او راحت بتواند تو را محکوم کند ... همان" دیگران" از زاویه اش را!
بعد با بغضی قدیمی و زخمی که تازه بر روحش زدی ٬روی صندلی بنشیند و چای بنوشد ... خود را درگیر احساسات سوخته ای ببیند که هرگز وجود نداشتند ...
وقتی از در وارد شدی و لبخند زدی ٬ با خودش گفت این هم مثل همه و این بار زودتر از همیشه ٬ مُهر "تکراری" را بر وجودت زد و بعد از آن با خیالی آسوده حرف زدن هایت را به تماشا نشست...
وقتی شروع کردی به حرف های قلنبه زدن و از جای خالی سیگاری میان لب هایت و تلخی دل چسب قهوه شکایت کردی ٬نخواست باور کند که تار های قلبش لرزیده و تو هم ... پیِ این لرزش ها و کور سوهای علاقه نیامده بودی ....
بارها پشت کرد و برگشت و تو بودی باز ...بارها کوبید و شکست حضورت را...اما تو ٬ باز بودی...
دیگری از راه رسید و او ... به تماشای همان "آن" نشست و دیگر تو را ندید ...
تو از پشت همه چیز را می دیدی ودم نمی زدی ...
بعد ها ...
خسته و شدی و خواستی بروی و او را با آن "تازه" تنها بگذاری ...
رفتی....
تلاش می کرد لحظه های با تو را تکرار کند...
اما نشد...
تو رفته بودی....
میان هاله ای از دود سیگار ٬ دست در دست نا امیدی ٬ زیر آسمان تنهایی هایت ٬ چشم به کوچ پرستو ها دوخته بودی .
پ.ن: دیگه خسته شدم از خود گول زدن های مدام! می دانم تو هم دروغ گفتی ........
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 18:43  توسط یاوه نگار
|
کاش حرفی برای زدن داشتم .
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 19:26  توسط یاوه نگار
من گفتم کسی اهمیت نمی دهد باورش نشد!
*
شده ایم دزد شادی همدیگر!
*
خسته ام کردی ...
*
بین یک مشت آدم ظاهر بین!!!!!!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 21:42  توسط یاوه نگار